5 4 660x330 - مهارت بهتر است یا علم؟

مهارت بهتر است یا علم؟

5 4 - مهارت بهتر است یا علم؟

علم یا مهارت کدومش؟؟؟

آخه انتگرال به چه کار ما میاد و قراره کجا ازش استفاده کنیم؟

اصلا ما چرا باید عربی بخونیم؟

کی تصمیم گرفت که ما باید در هفته حداقل 8 ساعت ریاضی تو مدرسه کار کنیم؟

چرا اون شخص تصمیم نگرفت برنامه درسی‌مون در طول هفته حداقل 2 روز ورزش-ورزش-قرآن-قرآن باشه؟؟؟

همه این ها دیالوگ‌هایی هستند که فارغ از درست یا غلط بودنشون، طی 12سال دوران تحصیلیمون بارها و بارها از خودمون و از بزرگترهامون پرسیده بودیم و هیچوقت به جواب مشخصی نرسیدیم و بین مهارت و درس درگیر بودیم

واقعا چرا هرکسی نباید خودش انتخاب کنه که چی بخونه و چی نخونه؟ بله، یک سری درس های پایه رو همه ما باید بلد باشیم اما علاقه شخصی‌مون چی میشه پس؟

سیستم آموزشی قرار بود ما رو برای زندگی کردن آماده کنه. اما چقدر موفق بود؟ اصلا تونست برامون موفقیتی به ارمغان بیاره یا با خوندن از رو کتاب و دوباره نوشتن اونها توی یه دفتر دیگه فقط وقتمون گرفته شد؟

بهتر نبود بجای حفظ کردن محصولات پاکستان یادمون می‌دادن چجوری بریم دنبال موفقیت؟ یا اینکه چجوری با دیگران ارتباط برقرار کنیم و چجوری مذاکره کنیم؟

و یا به اصطلاح بهتر نبود برامون مهارت آموزی میکردن؟ مگه نمیشد این‌هایی که امروزه بهشون میگیم “مهارت” رو جزئی از اطلاعات و یا درس های پایه ای دونست که هرکسی برای هر شغلی که داشته باشه باید بلد باشه اونها رو؟

اگر اینجوری باشه و یکی دیگه تصمیم بگیره ما 12 سال چه علمی رو باید یاد بگیریم و چه درسهایی رو باید بخونیم، پس لطفا بیان و برای انتخاب رشته دانشگاهیمون، برای انتخاب شغلمون، برای اینکه بعدها پول‌هامون رو کجا سرمایه گذاری هم تصمیم بگیرن. چون نه تنها هیچ چیزی در مورد این جور مسائل بهمون یاد ندادن، بلکه حتی هیچ کسی ازمون نپرسید خودت به چی علاقه داری؟

شاید بشه گفت بزرگترین لطفی که توی اون 12 سال به ما شد، انتخاب رشته تو سال دوم دبیرستان بود که باعث شد حداقل 3 سال آخر رو یکم بریم سمت اون چیزی که دوستش داشتیم (بماند که احتمالا سر اون موضوع هم خیلی‌هامون چالش داشتیم. چون هرکسی که بهمون میرسید یه تصمیم با دید خودش برامون گرفته بود).

یه زمانی می‌گفتن باسواد بودن یعنی دونستن زبان انگلیسی، بعد گفتن نه، توی عصر تکنولوژی کسی باسواد حساب میشه که بتونه کار کردن با کامپیوتر رو بلد باشه. اما این روزها دیگه همه تقریبا این ها رو بلد هستن و چیزی که این روزها خیلی مهمه، داشتن مهارته.

مهارت آموزی اتفاقی بود که توی مدارس هیچ کسی بهشون اهمیت نداد. اما این روزها همه از ما انتظار دارن که اون‌هارو بلد باشیم و میشه گفت یجورایی بدون مهارت کارمون لنگه.

تعریف “سواد” امروزه از نظر سازمان ملل متحد (یونسکوUNESCO ) یعنی “استفاده از علم و آموخته هامون در جهت بهبود دادن به زندگی‌مون”.

یعنی بیاییم از اون همه کتابی که خوندیم استفاده کنیم. کتاب خوندن رو همه بلدن… مهم اینه که بتونیم به اون چیزاهایی که خوندیم عمل کنیم.

فکر کنید با احتساب دوران دبیرستان و دانشگاه، حداقل 10 سال درس تحصصی خوندیم در مورد اینکه یه دکتر عالم و فرزانه باشیم. یعنی اینکه بتونیم هر بیماری ای رو تشخیص بدیم و راه های درمانش رو بدونیم.

با فرض اینکه همیشه هم بهترین نمره رو گرفتیم تو درسامون و همیشه هم شاگرد اول کلاس بودیم، حالا اومدیم تو مطب خودمون و میخواییم شروع کنیم به طبابت. اولین بیمار در مطب رو میزنه و وارد اتاق میشه.

حسابی دست و پامون رو گم می‌کنیم که واااای! چه استرسی دارم! چیکار کنم که مریض متوجه استرس من نشه! حالا چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم! چیکار کنم که بفهمه من آدم توانمندی هستم و کلی علم دارم! و خلاصه که کلی نگرانی داریم در این مورد چون هیچ وقت بهمون یاد ندادن که چجوری این کارهارو انجام بدیم.

یادمون ندادن چجوری با دیگران ارتباط برقرار کنیم. تو دانشگاه حسابی یاد گرفتیم که بریم کنفرانس بدیم و مقاله‌مون رو در عالمانه ترین حالت ممکن ارائه بدیم. اما این علمی بودن آیا جلوی بیمار به کارمون میاد؟

اگر یک عالمه اصطلاح تخصصی در مورد بیماری اون آدم بهش بگیم که اصلا متوجه حرفامون نمیشه و دیگه دفعات بعد پیش ما نمیاد… بلکه میره پیش یه پزشکی که با مریضش گرم میگیره و کلی باهاش حرف میزنه.

پس اگر اینجوری باشه که کم کم باید در مطب رو ببندیم چون هیچ کسی قرار نیست به ما مراجعه کنه. پس این همه درس و کتابی که خوندیم چی میشه؟ هیچی… اونم فقط و فقط بخاطر یه عدم برقراری ارتباط موثر!

ما فقط کتاب خوندیم و کتاب خوندیم و کتاب. در صورتی که مهارت آموزی باید طی تمرین بدست بیاد. به اینها میگن مهارت نرم که هیچوقت روی اونها مانوری داده نشده و حالا بدون داشتن این مهارت های نرم، نمیتونیم از مهارت های سختمون که نتیجه اون همه کتاب خوندن بود استفاده کنیم.

ممکنه ما کل آیین نامه تاسیس داروخانه رو مو به مو خونده باشیم و همه اون استانداردهای لازم رو رعایت کرده باشیم. بهترین نقطه شهر رو انتخاب کنیم، بهترین پرسنل رو استخدام ‌کنیم و بهشون یاد بدیم که چه کاری باید انجام بدن و … اما نمی‌تونیم کاری کنیم که حتی یک مشتری وارد داروخانه ما بشه، چرا؟ ما که کل آیین نامه رو خونده بودیم و خط یه خطش رو حفظ کردیم پس چرا داروخانه ما، داروخانه نشده؟

ما نیاز به چی داریم که داروخانه‌مون رونق بگیره؟ مشتری. برای اینکه مشتری رو وارد داروخانه کنیم باید مارکتینگ یا بازاریابی بلد باشیم. اونجاست که تازه می‌فهمیم که ای بابا! اینها رو به ما یاد ندادن که. حالا ما که کلی اطلاعات در مورد دارو داریم، پس چجوری بدون وجود مشتری باید بتونیم از اون علمی که این همه سال و با شبانه روز درس خوندن بدست آورده بودیم استفاده کنیم؟ اونجاست که تازه باید بریم دنبال بدست آوردن این مهارت ها در حالی که کلی زمان رو از دست دادیم.

پس چقدر خوب میشد اگر مدرسه و دانشگاه این چیزها رو بهمون یاد میدادن و همزمان با پاس کردن فارماکولوژی و بیوفارماسی و بیوشیمی و … چند تا مهارت نرم هم بهمون یاد میدادن که الان بتونیم ازشون استفاده کنیم.

از طرفی دیگه داشتن این مهارت ها نه تنها توی کسب و کاری که داریم کمکمون می‌کنه، بلکه تو زندگی شخصی هم کلی برامون کارایی داره. ما خیلی وقتا دیدیم افراد توی خیابون سر یه موضوع ناچیز، شروع به دعوا کردن میکنن.

یا زوج هایی که نمیتونن مسائلشون رو حل کن و اختلافات کوچیک بین اونها به تدریج باعث جداییشون میشه، حتی در مورد خودمون که یه وقتایی بخاطر خجالتی بودنمون فرصت های خوبی رو از دست دادیم، وقتی بخاطر نداشتن یه فن بیان خوب تو یه مصاحبه شغلی، یه کار خوب رو از دست دادیم و کلی مسائل دیگه که ناشی از نداشتن مهارت های نرم بوده.

مگه مدرسه قرار نبود ما رو برای زندگی کردن آماده کنه؟ این مثال های بالا مگه غیر از این بود که میشد موفقیت ما رو رقم بزنه؟

اگر بجای پایتخت ترکمنستان و اندازه مرتفع ترین قله جهان یاد گرفته بودیم که چجوری سخنوری کنیم، الان خیلی جلوتر بودیم. شما الان با وارد کردن یه کلمه خالی “ترکمنستان” توی گوگل، نه تنها پایتختش رو میبینید بلکه کل تاریخچه‌اش رو میتونید بخونید. اما اگر هزارتا کتاب در مورد چگونگی مذاکره بخونید، باز هم فایده چندانی نداره. چون مهارت نرم به صرف کتاب خوندن بدست نمیاد؛ چون یک مهارته.

مذاکره فقط یک مثال بود. کلی مهارت دیگه هست که تو زندگی بهشون نیاز داریم مثل اینکه بتونیم تو جمع سخنرانی کنیم، امور مالی‌مون رو سروسامون بدیم، بتونیم تصمیم گیری کنیم و حل مسئله کنیم، بدونیم چجوری نسبت به اطراف و اطرافیانمون بازخورد بدیم و کلی مهارت های دیگه…

اینا همون مهارت هایی هستن که میتون به شدت به درد شغلمون، به درد آینده‌مون و به درد زندگیمون بخوره.

گذشته ها گذشته و دیگه نباید به فرصت های از دسته رفته فکر کرد. به قول اون ضرب‌المثل معروف “ماهی رو هروقت از آب بگیری، تازه‌ست”. پس بجای فکر کردن به فرصت های از دسته رفته به فکر خلق فرصت های جدید باشیم. اینکه از همین امروز بریم دنبال بدست آوردن اون مهارت هایی که تا الان کمبودش رو در خودمون دیدیم، میتونه مسیرمون رو تغییر بده.

از طرفی قرار نیست همه تقصیرها رو بندازیم گردن مدرسه و نظام آموزشی. تا اینجای کار اثر تصمیات دیگران روی خودمون رو دیدیم. حالا وقتشه خومون برای خودمون تصمیم بگیریم. وقتشه که تصمیم بگیریم دنبال چی بریم.

تا این مرحله از زندگی، تک تک ما به یه شناختی از خودمون رسیدیم. هرکسی خودش خوب میدونه توی چه کاری خوبه و توی چه کاری خوب نیست.

مثلا اگر تو مدرسه و دانشگاه جزء اون دسته از افرادی بودید که بقیه بچه ها همیشه شما رو میفرستادن جلو که بری با استاد و مدیر حرف بزنی تا یه امتیازی رو بگیرید، پس شما مهارت مذاکره رو داری اما اگر تو نوشتن مقالات گروهی شما سرگروه بودی و نتونستی مقاله رو سر موعد مقرر آماده کنی و نتونستی اونجوری که باید مقاله رو بنویسید، پس باید متوجه شده باشی که مهارت مدیریت کردن رو نداری.

اینجاست که دیگه وقت تصمیم گیری رسیده و قراره بیاد کمکمون. تصمیم گیری برای اینکه بدونی باید چیکار کنی و بری دنبال چی.

دیگه وقتشه یه سر بری به گذشته و تصمیم بگیری بری دنبال بدست آوردن اون مهارت هایی که مدرسه و دانشگاه فرصت نکردن بهت آموزش بدن.

آموزش دیدن یه مبحثه، و تصمیم گرفتن برای آموزش دیدن به مبحث دیگه.

هرچند تصمیم گیری خودش یه مهارته و بدون مهارت تصمیم گیری نمی‌تونیم به هیچ‌کدوم از اینها دست پیدا کنیم. پس تصمیم گیری می‌تونه پایه همه موفقیت های ما باشه.

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.