2 2 660x330 - تاثیر تصمیمات بر یکدیگر! تصمیمات خطی!

تاثیر تصمیمات بر یکدیگر! تصمیمات خطی!

2 2 - تاثیر تصمیمات بر یکدیگر! تصمیمات خطی!

سیب حوا!

یک تصمیم به ظاهر ساده؛ خوردن یک سیب!

تصمیمی که باعث شد از زندگی در یک حالت خاص، بیاییم به زندگی تو یه حالت دیگه. تصمیمی که در نهایت یک نفر اون رو گرفت ولی باعث شد زندگی بیش از 100میلیارد آدم تا به این لحظه عوض بشه؛ فقط و فقط تحت تاثیر همون یدونه تصمیم.

تا حالا شده با خودتون فکر کنید اگر آدم و حوا این تصمیم رو نگرفته بودن الان کجا بودیم؟ یا اینکه بگید یک نفر دیگه تصمیم گرفت اون کار رو بکنه و حالا ما چرا باید تاوانش رو پس بدیم؟

امروز قراره در مورد اثر تصمیمات دیگران روی بقیه افراد صحبت کنیم. این که تصمیم های دیگران چه تاثیری روی زندگی ما میذاره.

ما گفتیم که تصمیم گیری فرآیندیه که هر شخصی طی روز بارها و بارها باهاش مواجه میشه و باید انتخاب کنه که چه کاری رو انجام بده و چه کاری رو نه (مقاله مربوط به مهارت تصمیم گیری). این تصمیم ها قراره باعث ایجاد تغییراتی روی زندگی اون فرد بشه و کل زندگیش ممکنه تحت تاثیر تصمیم هاش قرار بگیره. پس باید حواسمون باشه که چه تصمیم هایی برای خودمون می‌گیریم.

اما حالت دومی هم هست: اینکه ما اجازه نداشته باشیم برای خودمون تصمیم بگیریم. شاید بگید مگه میشه؟ بله، میشه.

همین موضوعی که این روزها یعنی اواخر شهریور سال 1400 باهاش چالش داریم.

سال سوم تحصیلی کرونایی داره شروع میشه. اول مهر داره میرسه و سال تحصیلی جدید شروع شده.

بعضی از افراد هستند که بخاطر شیوع کرونا و شروع نشدن موج بعدی، ترجیح میدن کلاس ها همچنان غیرحضوری باشه تا بتونن در امنیت سلامتی بیشتر به تحصیلشون ادامه بدن. اما بعضی از افراد هم هستند که مخالف گروه اولن و از کلاس های غیرحضوری خسته شدن و دلشون میخواد توی کلاس های حضوری شرکت کنند.

اما این موضوع انتخابش با این افراد نیست. درسته که این افراد قراره درس بخونن اما کسای دیگه ای در جایگاهی بالاتر باید برای این افراد تصمیم بگیرن. تصمیمی که واقعا میتونه سرنوشت ساز باشه. چون خیلی از افراد معتقدند که مثلا توی این کلاس ها چیزی یاد نمی‌گیرن و بازدهی خوبی براشون نداره.

اما با این حال راهی جز این ندارند که آنلاین باشن و علیرغم اینکه ممکنه چیزی هم یاد نگیرن، موظف به انجام این کار هستند.

ممکنه تصمیم مبنی بر حضوری شدن باشه و دسته اول علیه این تصمیم گیری اعتراض کنن و یا غیر حضوری بشه و دسته دوم اعتراض کنن. اما نتیجه این اعتراضات چیه؟ اینکه باز افراد دیگه‌ای باید تصمیم نهایی رو بگیرن.

ما همیشه گفتیم تصمیم گیری برای اینکه چیکار کنیم یا نکنیم، کار سختی بوده و معمولا ازش فرار می‌کنیم و یچورایی دچار فوبیای تصمیم گیری میشیم. تازه اون ها تصمیم هایی بودند که ممکن بود عواقبش فقط برای خودمون باشه.

مثلا اینکه یک سال تمام درس خوندیم ولی روز کنکور اونقدر خوابمون میاد که تصمیم می‌گیریم بجای رفتن به محل برگزاری آزمون، تو رختخواب بمونیم و بخوابیم. خب دودش تو چشم کی میره؟ البته که خودمون.

با این تصمیم سرنوشت خودمون رو عوض کردیم و حاصل زحمات خودمون رو به باد دادیم نه افراد دیگه رو. حالا این تصمیم رو مقایسه کنید با تصمیمی مبنی بر ورود یا عدم ورود واکسن به کشور!

اینکه عده ای برای 80 میلیون نفر تصمیم بگیرن واکسن وارد کنند یا نه، اینکه تصمیم گرفتند چه زمانی واکسن وارد بشه، چه نوع واکسنی وارد بشه، از چه طرقی و برای چه افرادی زودتر تزریق بشه و هزاران تصمیم دیگه ای که مسئله مرگ و زندگی بود برای یک سری افراد.

این دو مدل تصمیم گیری رو مقایسه کنید. تصمیمی که خودمون برای خودمون گرفتیم و تصمیمی که دیگران برای ما.

واکسن و حضوری و غیرحضوری شدن کلاس ها فقط دو نمونه نسبتا کوچیکی بودن که مثال زدیم چون چالش روز جامعه ماست و همه ما باهاش درگیر بودیم طی این روزها. در طول تاریخ انسان ها بارها و بارها تحث تاثیر تصمیم های دیگران قرار گرفتن.

تصمیم هایی که منجر به کشته شدن 60 میلیون نفر در جنگ جهانی دوم شد و حالا تصمیم هایی که قراره مبنی بر تشکیل زندگی بر روی سیاره مریخ باشه تا از خطرات احتمالی بتونیم جون سالم به در ببریم.

پس میبینید که تصمیمات دیگران چقدر میتونه روی زندگی های ما تاثیر گذار باشه. یعنی اینکه تصمیم بگیرن جنگ بشه و اون جنگ منجر به مرگ ما بشه و یا تصمیم بگیرن با تشکیل زندگی روی یه سیاره دیگه بقا و زنده موندن ما رو تضمین کنند. یعنی حتی زندگی کردن یا زندگی نکردن ما می‌تونه به دست افراد دیگه‌ای کنترل بشه…!

اما یه سوال: مثلا اینکه افراد دیگه‌ای تصمیم بگیرن که ما بصورت حضوری سر کلاس ها باشیم یا به صورت آنلاین، برای ما خوبه یا بد؟ خب اونها باید فکر کنند، باید شرایط و عواقب کار رو در نظر بگیرن و در آخر به یه تصمیم مشترک برسن. این وسط ممکنه تصمیمی بگیرن که یک سری موافق اون تصمیم باشن و یک سری مخالف.

اما اتفاق خوبی که میفته اینه که حداقل به یه نتیجه ای میرسن که همه موظف به انجام همون یک عمل هستند. مثلا اگر تصمیم مبنی بر حضوری شدن بشه، این تصمیم برای همه‌ست و اگر غیر حضوری شدن تصویب بشه، چه ما خوشحال بشیم و چه ناراحت، باید به صورت آنلاین ادامه بدیم.

اما فکر کنید اینجوری نبود و اون ها مسئولیت این تصمیم گیری رو به عهده نمی‌گرفتن و انتخاب اینکه هرکسی میخواد چیکار کنه با خودش باشه. به نظرتون هرج و مرج و دوگانگی به وجود نمیومد؟

یکی میگفت آنلاین اما شرایط برای برگزاری آنلاین شدن مهیا نمیشد، یکی دیگه میخواست حضوری بیاد اما افراد دیگه آنلاین بودند و فقط اون یک نفر حضوری اومده بود در نتیجه مجبور بود برگرده و یا کلی اتفاق دیگه ممکن بود بیفته که بخاطر تداخل توی تصمیم گیری های مختلف بود و براشون برنامه ریزی نشده بود.

تازه توی این مورد تصمیم گیری فقط بین 2تا گزینه‌ست. مثال ها و تصمیم گیری هایی بیاد تو ذهنتون که انتخاب قراره بین چندین گزینه باشه و اگر هرکسی بخواد جداگانه تصمیم بگیره، اونوقت جامعه از شهر هرت هم بدتر میشد.

پس اینکه تو بعضی موارد ارگان‌هایی باشند که در مواردی مثل اینها که اهمیت زیادی دارند، شاید بد نباشه که دیگران برای ما تصمیم بگیرن. اونوقت جامعه یکپارچه تر میشه و یه نظم و انضباطی در اون شکل می‌گیره.

این یک مدل از تاثیراتی بود که تصمیم دیگران میتونست روی زندگی بقیه افراد بذاره. اما بعضی وقتا ما به شکل های دیگه ای هم تحت تاثیر تصمیمات دیگران قرار می‌گیریم.

فرض کنید به یک همایشی رفتید که حدود 100 نفر در اون سالن حضور دارن. بعد از چند دقیقه شخصی از در وارد سالن میشه که شما اون فرد رو نمی‌شناسید ولی یهو می‌بینید که همه افراد حاضر در سال بلند میشن و می‌ایستن. شما چیکار می‌کنید؟

خب معلومه که شما هم تحت تاثیر دیگران تصمیم می‌گیرید که بایستید. احتمالا پیش خودتون می‌گید شخصی که وارد شده حتما فرد بزرگی بوده و بقیه به خاطر ادای احترام به این شخص ایستادن. پس اگر شما نایستید به معنی بی‌احترامی به اون شخصه.

بله ممکنه واقعا اینطور باشه و شما تصمیم معقولانه‌ و درستی گرفته باشید. اما یک درصد احتمال بدید همزمان با ورود اون شخص به سالن، فردی بخاطر اینکه تغییر پوزیشن بده مجبور شده لحظه ای بایسته و فرد دوم دچار خطای ادراکی بشه و فکر کنه شخص اول بخاطر ادای احترام ایستاده و اون هم می‌ایسته و شخص سوم نگاه به شخص دوم می‌کنه و این قضیه تا نفر صدم پیش می‌ره و یهو می‌بینید که همه افراد حاضر در سالن به حالت ایستاده در اومدن.

یعنی فقط بخاطر تصمیم اشتباهی که یک نفر گرفته بود، 99 نفر دیگه هم اشتباه کردن؛ هرچند که این اتفاق عواقب خاصی به دنبال نداشت. اما این مثال رو در مقیاس های بزرگ‌تر در نظر بگیرید و بسنجید.

مثلا در سال 1665 که طاعون به شدت در لندن شایع شده بود یک نفر فکر کرد که گربه ها باعث شیوع این بیماری شدن و تصمیم گرفت گربه ها رو بکشه. پیرو تصمیم اون یک نفر، بقیه مردم هم شروع کردن به کشتن گربه ها و با کاهش تعداد گربه های اون شهر ناگهان دیدند که شیوع طاعون چندین برابر بیشتر شد.

دلیلش هم این بود که دیگه تقریبا گربه‌ای نمونده بود که موش ها رو شکار کنه در نتیجه تعداد موش ها که عامل اصلی شیوع طاعون بودند بیشتر شد و بدنبال افزایش موش ها هم افزایش طاعون بیشتر شد. طوری که فقط در عرض 18ماه، یک چهارم جمعیت لندن از بین رفت و بخش زیادی از این مرگ و میر، علتش تصمیم اشتباه یک نفر مبنی بر کشتن گربه ها بود.

و اینجوری شد یک تصمیم، زندگی های بسیاری رو تحت تاثیر قرار داد.

یه روش دیگه هم هست که تصمیمات دیگران می‌تونه باعث تصمیم گیری های جدیدی در ما بشه.

فرض کنید قراره یه خرید اینترنتی از یه فروشگاه معتبر انجام بدید. احتمالا اول مشخصات اون کالا رو می‌خونید، بعد عکس هاشو نگاه می‌کنید و بعد که از این مراحل عبور کردید و میخوایید تصمیم خرید یا عدم خریدتون رو قطعی کنید، یه سر هم به کامنت ها می‌زنید و قبل از تصمیم گیری نهایی نظر بقیه افراد رو هم می‌خونید.

ممکنه افرادی باشند که نظرات مثبتی داده باشن و اینجوری با اطمینان و اعتماد بیشتری به اون محصول نگاه کنید (و انگار که یجورایی دوست دارید از دیگران هم تاییدیه بگیرید) و یا ممکنه نظراتشون منفی بوده باشه و باعث مردد شدن توی تصمیم‌گیری تون بشید. پس تصمیم دیگران مبنی بر این که آیا اون کالا خوب بوده یا نه، میتونه روی تصمیم های شما اثر داشته باشه.

این هم روشی بود که ثابت کنه چجوری تصمیم های دیگران میتونه روی تصمیم گیری ما اثر داشته باشه.

روش های دیگه ای هم هستند که نشون دهنده نقش تصمیمات دیگران، روی زندگی و تصمیم های ماست. اگر شما هم تجربیاتی از این روش ها دارید، خوشحال میشیم که با ما در میون بذارید.

احتمالا در مورد اینکه اهمیت تصمیم گیری هامون و نتایجی که به بار میاره چقدر میتونه زیاد باشه ، به تفاهم رسیدیم و کسی نمیتونه اهمیت تصمیم گیری رو انکار کنه. چه خودمون به تنهایی تصمیم گرفته باشیم، چه دیگران روی تصمیم هامون اثر گذاشته باشن و چه 100درصد تصمیم گیری با دیگران بوده باشه. همه و همه عواقبی داره که خوب یا بد، میتونه نوع زندگی ما رو عوض کنه و نه تنها این که زندگی ما رو عوض می‌کنه، بلکه میتونه عامل زنده موندن یا مرگ ما بشه.

پس بیایید سعی کنیم درست تصمیم بگیریم. بیایید سعی کنیم قبل از تصمیم گیری همه شرایط رو به خوبی بسنجیم و با چشم بسته روی طناب تصمیم گیری راه نریم.

یادتون نره از نظر دیگران، ما هم دیگران به حساب می‌آییم. ممکنه یک روزی ما در جایگاهی باشیم که قراره برای دیگران تصمیم بگیریم. ممکنه یه روزی ما تعیین کننده سرنوشت یک سری آدم باشیم، کی میدونه؟

پس باید مراقب تصمیم هایی که میگیریم باشیم و حواسمون باشه که قراره چه تاثیری روی زندگی دیگران داشته باشیم.

مشغول به هر کاری که هستیم و هر جایگاهی که داشته باشیم، با تصمیم های درست اوضاع بد رو تبدیل به اوضاعی خوب می‌کنیم که به نفع همه باشه و اگر تصمیم گیری بلد نباشیم، حتی اگر همه چیز به خودی خود خوب هم باشه، باز امکانش هست که با یه تصمیم نابجا و غلط کل آجرهای چیده شده روی یه دیوار رو نقش بر زمین کنیم.

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.