تصمیم گیری

تصمیم برای برد یا باخت؟!

تصمیم برای برد یا باخت؟!

1 scaled - تصمیم برای برد یا باخت؟!

این روزها همه زندگی رو به شکل یه مسابقه می‌بینن و پر واضحه که همه دوست دارن تو این مسابقه برنده باشن. هرکسی به نوعی داره تلاش میکنه که بردش رو به بقیه ثابت کنه؛ اما برنده شدن تو چیه؟ چجوری میشه تعیین کرد که کی برنده‌ست و کی بازنده؟ تصمیم های ما چقدر موثره؟

یه مسابقه فوتبال رو در نظر بگیرید که دو تا تیم دارن با هم بازی می‌کنن. این بازی قوانین مشخصی داره و هر دو تیم فقط یک هدف دارن؛ برنده شدن. همه ما می‌دونیم که تیمی که بیشترین گل رو بزنه برنده زمینه و فقط همین یدونه هدف تو زمین بازی جریان داره و برنده زمین فقط از همین طریق مشخص میشه.

اما تو بازی زندگی چی؟ روی این زمینی که 7 میلیارد نفر دارن زندگی می‌کنن، چند تا هدف وجود داره و معنی برنده شدن چیه؟

یکی ممکنه برنده شدن رو توی بدست آوردن پول بیشتر ببینه و فکر کنه زمانی که موجودی حساب بانکیش 20 رقمی بشه، برنده‌ست.

یکی دیگه میگه برنده شدن یعنی به قدرت رسیدن و افراد هرچقدر قدرت بیشتری داشته باشن، برنده‌تر هستن.

یکی میگه کسی برنده‌ست که مهربون باشه، همه اون شخص رو دوست داشته باشن و تونسته باشه دل همه رو بدست بیاره.

یکی دیگه پرستیژ رو معیار قرار میده و خلاصه هزاران برنده دیگه‌ای که از دید هرکسی متفاوته.

و به همین ترتیب مسابقه های زیادی در حال اجرا شدنه… مسابقه هایی که همه دوست دارن در اون برنده باشن و دارن به طرق مختلفی توی این زمین بازی به نوبه خودشون میرن دنبال برنده شدن.

اما آیا واقعا این موضوع نوعی اهانت و توهین نیست؟ مثلا کسی که برنده شدن رو توی 20 رقمی شدن حساب بانکیش میبینه، افراد دیگه از نظر این شخص بازنده هستن چون پول کمتری دارن، حتی اگر اون افراد در زمینه های دیگری موفق شده باشن.

این برچسب برنده یا بازنده آیا چیز خوبیه یا بد؟

موضوع اینجاست که ما باید به این آگاهی برسیم که واقعا زندگی زمین فوتبال نیست که یک برنده و یک بازنده داشته باشه. روی این زمین، بازی های زیادی در حال انجامه که به طبع میتونه برنده های زیادی هم به دنبال داشته باشه.

اینکه به زندگی به دید میدان رقابت نگاه کنیم میتونه خیلی هم خوب باشه اما فارغ از زدن تگ برنده و بازنده.

هدف این نیست که بگیم کدوم برد اهمیت بیشتری داره و کدوم برد اهمیتی کمتر. چیزی که میخواییم بگیم اینه که ما نمیتونیم تو همه زمینه ها موفق و برنده باشیم. ما باید انتخاب کنیم، ما باید تصمیم بگیریم که دنبال چه چیزی قراره باشیم. برای تغییر مسیر از برد به باخت، ما نیاز به تغییراتی داریم که فقط صرف داشتن آگاهی بوجود میان.

آگاهی در مورد شناخت از خودمون. اینکه مهارت های خودمون رو شناخته باشیم و تو همون موضوع وارد زمین بازی بشیم.

شخصی رو تصور کنید که تصمیم می‌گیره رتبه اول کنکور رو بدست بیاره و از طرف دیگه می‌خواد که توی شنا هم مقام اول رو کسب کنه. این شخصی برای بدست آوردن رتبه 1 کنکور مثلا باید روزی 14 ساعت درس بخونه، از طرفی هم باید روزی 10 ساعت شنا کنه، باید ورزش و نرمش کنه و تمرین نفس گیری رو انجام بده برای بدست آوردن مقام جهانی در شنا.

اما آیا واقعا همچین چیزی ممکنه؟ اگر این فرد تصمیم به انجام همچین کاری بگیره، نه میتونه اونقدری که لازمه درس بخونه و نه میتونه اونجوری که باید به تمرین های شنا برسه… پس قطعا توی هر دو زمینه شکست میخوره. اینه که باید حواسمون باشه ما باید آگاهانه تصمیم بگیریم که قراره چیکار کنیم.

ما باید انتخاب کنیم که قراره توی چه حوزه‌ای موفق بشیم. باید بدونیم که هیچ کسی قرار نیست به کمک ما بیاد مگر خود ما، با شناخت مهارت هامون و تصمیم‌های آگاهانه‌مون.

پس شما هیچ‌وقت شخصی رو نمی‌بینید که توی دو تا موضوع جدا از هم برنده باشه. از طرفی دیگه آدمی که نمیتونه توی همه چیز برنده باشه، امکان هم نداره که توی همه چیز بازنده باشه. یعنی چی؟ یعنی اگر ما توی وهله‌ای از زندگی شکست خوردیم، فرصت این رو داشتیم که تو زمینه های دیگه ای تلاش کنیم.

خوبی زمین زندگی اینه که مثل زمین فوتبال نیست که فقط یه بازی در جریان باشه. بازی های زیادی داره اینجا انجام میشه که باعث شده موقعیت‌های بیشتری برای برنده شدن بوجود بیاد. پس بعد از شکسست خوردن و باختن فقط باید دوباره بلند شیم و نوع بازی‌مون رو عوض کنیم.

بازی های المپیک رو در نظر بگیرید که 10 تا مسابقه در اون انجام میشه. این المپیک احتمالا فقط 10 تا برنده نهایی داره اما زمانی که تعداد بازی های المپیک بیش از 100 تا بازی باشه، قاعدتا ما هم بیش از 100 برنده خواهیم داشت.

پس نباید به این موضوع که هرکسی برنده شدن رو توی یه چیز مجزا می‌بینه نگاه بدی داشته باشیم چون این موضوع میتونه به نفع ما باشه و در واقع راه های بیشتری رو جلوی پای ما میذاره برای برنده شدن. فقط باید به اون آگاهی رسیده باشیم که مهارت‌هامون رو شناسایی کرده باشیم تا بتونیم تصمیم بگیریم که توی کدوم رشته از این المپیک باید وارد باشیم.

اگر میخواییم برنده بشیم باید مهارتی رو در خودمون پیدا کرده باشیم که احتمال بردمون رو افزایش بده.

تصور کنید توی یک نقطه خاصی از طبیعت که به شدت زیباست ازتون دعوت شده تا در مسابقه رالی شرکت کنید و این تنها فرصت شما برای حضور توی همچین طبیعت زیباییه. بجز شما 9 نفر دیگه هم توی این مسابقه هستن. همگی با سرعت در حال رفتن به سمت خط پایانی هستید که ناگهان با غروب آفتاب مواجه میشید.

اون 9 نفر دیگه از دیدن همچین صحنه ای غافل میشن و همچنان با سرعت بالا به سمت خط پایانی حرکت میکنن. اما شما تصمیم میگیری از این موقعیت به نحو دیگه‌ای استفاد کنی و تصمیم میگیری که بایستی و غروب آفتاب رو تماشا کنی و توی مسیر از دیدن اون همه طبیعت زیبا لذت ببرید. در نهایت از بین اون 9 نفر یک نفر برنده این مسابقه رانندگی شده و 8 نفر دیگه شکست خوردند در حالی که هیچ کدوم از اونها نه لحظه قشنگ غروب آفتاب رو دیدند و نه از جاده و طبیعت لذتی بردند.

از دید نفر اول که زودتر به خط پایانی رسیده، شما یک بازنده‌اید، با این حال شما احساس لذت می‌کنید و با اینکه آخرین نفری بودید که به خط پایان رسیده، باز هم به نوعی خودتون رو برنده می‌دونید. حتی ممکنه شما خودت رو برنده نهایی بدونی و اون 9 نفر رو بازنده چون شما هم به چیزی رسیدی که بقیه نرسیدن.

اینجاست که میبینیم تعریف برنده و بازنده از دید هرکسی متفاوته و این موضوع برمیگرده به هدف شخص و نوع تصمیمی که گرفته.

هدف ما این نیست که تعیین کنیم رقابت و برد تو چه موضوعی خوبه و رقابت تو چی بد و اینکه آیا واقعا آدم‌های پولدار برنده‌ شدن یا آدم‌های مهربون. و همونطور که بالاتر هم گفتیم هیچ کسی 100درصد برنده و هیچ کسی هم 100درصد بازنده نیست. پس قرار نیست از خودمون توقع داشته باشیم که توی همه زمینه ها تاپ باشیم بلکه چیزی که مهمه اینه که با شناخت درست از خودمون بتونیم تصمیم بگیریم که توی زمین بازی درست، بازی کنیم.

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.