مدیران بزرگ

تصمیم گیری مدیران

2022 03 19 22 26 15 Window - تصمیم گیری مدیران

تصمیم گیری؛ مسئله ای که زندگی ما را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد و مدیران را با چالش ها روبرو میکند

تا اینجای کار ما به این موضوع پی بردیم که تصمیم گیری برای تک تک ما آدم ها مهمه. از بچه ای که تصمیم می‌گیره چی بازی کنه، تا نوجوونی که کنکور میده و انتخاب رشته می‌کنه، تا فردی مسن که تصمیم می‌گیره بعد از مرگش چه اتفاقی برای اموالش بیفته.

هر تصمیمی می‌تونه به نوبه خودش مهم باشه اما چقدر مهم؟

اون کودکی که تصمیم برای بازی می‌گیره رو بیایید مقایسه‌اش کنیم با اون مدیری که داره برای یک سازمان تصمیم می‌گیره.

هر دوتای این ها تصمیم گیری هستند اما وقتی بهش دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم این کجا و اون یکی کجا. تصمیم گیری برای انتخاب بازی چه تاثیری روی زندگی اون بچه داره و تصمیم های یک مدیر چه تاثیراتی داره؟

از طرفی دیگه انتخاب نوع بازی اون کودک برای چند نفر چه عواقبی خواهد داشت و تصمیم گیری مدیر برای چند نفر؟ وکلی مقایسه دیگه ای که می‌تونیم انجام بدیم و همه این مقایسه ها برمیگرده به اینکه تصمیمات مدیران، واقعا نقش حیاتی برای افراد داره.

از طرفی دیگه یکی از مهم ترین وظایف مدیران هر مجموعه، تصمیم گیریه. و دانشمندان این حوزه معتقدند مدیریت چیزی جز تصمیم گیری نیست و مدیران موفق رو تصمیم گیرنده هایی موفق می‌دونن و در واقع معتقدند که مدیریت و تصمیم گیری هم مترادف هستند.

تصمیم گیری یكی از مسائلیه که تمام مدیران به طور مداوم باهاش سرو کار دارند. کاری که از یک بار تا چندین بار طی روز ممکنه انجام بدن. تصمیم های خیلی کوچیک تا خیلی بزرگی که می‌تونه روی بقای سازمان تاثیرات خیلی مهمی بذاره.

پس خیلی مهمه که مدیران از اهمیت این مهارت آگاه باشن و بتونن این امر رو در خودشون شناسایی کنن. باید بتونن نقاط ضعف خودشون رو در تصمیم گیری پیدا کنند و اونها را بهبود بدن و یا اینکه نقاط قوتشون رو پیدا کنن و سعی کنن روی همون ها مانور بدن و تصمیم گیری رو انجام بدن.

امروز می‌خواییم به تصمیم گیری در مدیریت بپردازیم. بریم ببینیم نظر نویسنده های مقالات و سایت های دیگه چیه:

https://b2n.ir/b52178

نویسنده این سایت تصمیم گیری رو شناسایی و انتخاب یک راه حل از میان چندین راه حل موجود برای حل یک مسئله می‌دونه و می‌گه اصلی ترین وظیقه و مسئولیت هر مدیری به ویژه در کسب و کارها، تصمیم گیری در جهت دستیابی به اهداف سازمانی شونه.

و موضوع دیگه این که تصمیم گیری و حل مسئله همیشه باید در کنار هم باشن و از اونجایی که هر سازمانی روزانه با مشکلات و مسائل مختلفی مواجهه میشه، پس مدیران باید به روش های حل مسئله و تصمیم گیری برای اونها مسلط باشن.

اما برخی از عوامل هستند که باعث کاهش قدرت تصمیم گیری در مدیران میشن، مثل:

اطلاعات و داده های نادرست، تعریف اشتباه اهداف، نداشتن یک مدل جامع برای تصمیم گیری و عدم بررسی تصمیمات قبلی.

اگر مدیران سعی کنند دیتاهای دقیق بدست بیارن و اهداف مشخصی تعیین کنند، می‌تونن یک مدل جامع تعیین کنند و یک روندی بدست بیارن که بهشون کمک کنه تصمیمات خوبی بگیرن و البته که نباید مرحله آخر از فرآیند تصمیم گیری رو هم فراموش کنند؛ ارزیابی.

این کار هم به اونها کمک می‌کمه که ببینن تصمیم خوبی گرفته بودند یا نه و هم اینکه میتونن از این طریق، از تجربیات گذشته‌شون در تصمیم گیری ها درس بگیرن.

تصمیم گیری فرآیند مرتبط با حل یک مسئله یا مشکل است و از اونجایی که مسائلی که در سازمان بوجود میاد معمولا خیلی پیچیده هستند، ممکنه فقط بخش هایی از اون قابل فهم و کنترل باشه. بنابراین تصمیمات همیشه اینجوری نیست که قضایا رو به طور کامل بهبود بده و ایده‌آل ترین نتایج حاصل بشه.

و در برخی موارد ممکنه مدیران با تصمیم هاشون فقط بتونن شدت اون مسئله رو کاهش بدن نه اینکه کامل حذفش کنن.

راسل ایکاف از بزرگان مدیریت قرن اخیر، بین حل مشکل (solving)، رفع مشکل (Resolving)، دفع مشکل (Dissolving) و جذب یا هضم مشکل (Absolving) تفاوت هایی قائل شده:

حل مشکل (Solution) یعنی یافتن پاسخ بهینه و بهترین انتخاب.

رفع مشکل (Resolution) به معنای پیدا کردن یک پاسخ رضایت‌ بخشه که ممکنه بهترین راه نباشه، بلکه انتخابیه که در اثر درک ما از شرایط انجام میشه (حالا این درک می‌تونه درست باشه، می‌تونه نباشه).

دفع مشکل (Dissolution) زمانی صورت می‌گیره که هدف ها تغییر داده بشن.

جذب یا هضم مشکل (Absolved) یعنی به امید این که مشکلات احتمالی ظاهر نخواهند شد و مشکلات رو نادیده بگیرن.

مدیران با توجه به نوع مسئله و مشکلی که براشون پیش اومده ممکنه یکی از این مراحل رو انتخاب کنن و تصمیم گیری هاشون رو بر همین معیار پیش ببرن.

.

تصمیم گیری مدیران باید به صورت مسئله محور باشه. چون قراره باعث بهبود شرایط و پیشرفت سازمان در ابعاد و از زوایای مختلف بشه و اگر اینجوری نباشه، نه تنها اون تصمیم باعث حل مسئله نمیشه، بلکه باعث ایجاد مسائل جدیدی هم میشه. رو همین حساب راهکارهایی هست که کمک می‌کنه مدیران با خطاهای کمتری در تصمیم گیری مواجه بشن، مثل:

شناخت و بررسی مسئله. اگر مسئله به درستی ریشه یابی نشه، ممکنه تصمیم گیری باعث آشفته تر شدن اوضاع بشه.

تصمیم آگاهانه. مدیرانی که فکر می‌کنند قدرت تصمیم گیری بالایی دارند و بدون شناخت اقدام به تصمیم گیری می‌کنند. در صورتی که اون چیزی که باعث پیشرفت میشه، تصمیمات آگاهانه‌ست؛ نه هر تصمیمی.

جویا شدن نظر دیگر همکاران. پرسیدن نظر دیگران همیشه می‌تونه باعث خلق ایده های جدید بشه.

تجسم آینده. مدیران باید حین تصمیم گیری بیشتر آینده رو در نظر بگیرن تا گذشته و حال رو.

قاطعیت. کسی که به تصمیم خودش اطمینان داشته باشه، اون رو عملی میکنه و در مورد نتیجه هراسی نداره.

داشتن هدف. تصمیم بدون هدف نتیجه مطلوبی نخواهد داشت و حتی میتونه منجر به شکست هم بشه.

فراهم نمودن ابزار. هرکاری که قراره انجام بدیم نیاز به یک سری ابزار داره. این ابزار میتونه شامل راهکار، تکنیک و وسایلی باشه که مدیران رو برای رسیدن به موفقیت سازمانی نزدیک کنه. حتی ممکنه این ابزار، یک ارتباط موثر باشه یا تشکیل یک تیم و …

اکتفا به تکنیک های ساده. سخت انجام شدن یک کار همیشه دلیل بر موفقیت نیست. ای بسا مدیری موفق‌تر باشه که در کوتاه ترین زمان و با ساده ترین تکنیک کارها رو پیش ببره و تصمیماتش مبنی بر اقدامات پیچیده نباشه.

تمرکز بر تصمیمات کلیدی. اینکه مدیران تصمیماتشون رو حداقل در 3 دسته خیلی مهم، مهم، و کمتر مهم اولویت بندی کنند و بر اون مبنا عمل کنند.

توجه به زمان. زمان بزرگترین سرمایه هر فردیه و مدیری که نتونه در موقعیت خاص زمانی تصمیمی رو بگیره، یک فرصت طلایی رو از دست داده.

همه این موارد راهکاری بودند که باعث میشه مدیران در نهایت بتونن بهترین تصمیم رو بگیرن در حالی که تمامی موارد مهم رو در تصمیم هاشون لحاظ کردند و غفلت در تک تک این موارد میتونه به نوعی منجر به شکست بشه.

مهمترین توع تصمیم گیری

اندیشمندان رشته مدیریت مهمترین نوع تصمیم گیری رو تصمیم گیری عقلائی و یا تصمیم گیری بر مبنای منطق و عقل میدونن. یعنی تصمیمی که در اون، هیچ اقدامی بدون دلیل و برهان انجام نشه.

نویسنده معتقده فرآیند تصمیم گیری نباید فقط توسط مدیر صورت بگیره. هرچند مدیران عالی نقش بیشتری در تصمیم گیری دارند تا مدیران سطح میانی و اجرایی؛ اما همگی باید در تصمیم گیری نقش داشته باشند.

خیلی از مشکلاتی که در سازمان پیش میاد، ناشی از مسائل تکنیکی و فنی هستند که مدیران میانی و اجرایی تسلط بیشتری در این امور دارند نسبت به مدیران عالی. رو همین حساب ممکنه تصمیم هایی که مدیران در این سطح بگیرند، کمک کننده تر باشه تا تصمیم های مدیران عالی ای که وقتی برای فکر کردن به مسائل فنی ندارند. رو همین حساب تصمیمات اونها میتونه بهتر باشه.

این موضوع ثابت میکنه که مدیران عالی نباید به تنهایی تصمیم گیری کنند.

اهمیت تصمیم گیری برای مدیران

اهمیت تصمیم گیری برای مدیران رو از نظر نویسنده معروف کتب مدیریت، اسفندیار سعادت بیان کرده به این صورت که:

وظایف اصلی مدیر عبارتند از: تعيين هدف، سياستگذاري، تعيين استراتژي، تعيين قوانين و مقررات، راه و روش کار، انتخاب و استخدام نيروي انساني، تعيين وظايف و مسئوليت هاي کارکنان و همچنين سرپرستي و کنترل و ارزيابي عملکرد آن ها.

و لازمه همه این اقدامات، تصمیم گیری‌ست و تصميم گيري، پايه و اساس تمام وظايفي است که مدير در سازمان انجام مي‌ده.

از جمله مسائلي که نشون دهنده اهميت تصميم گيري در مديريته، اينه که تصميمات مديران تعیین کننده نوع رفتار کارمندانه.

به عبارتی دیگه؛ مدیران با تصمیم گیری هاشون میتونن کارکنان رو به سمتی هدایت کنند که در راستای اهداف سازمان باشه چرا که تصمیمات مدیر نشون دهنده اهداف سازمانه در نتیجه کارکنان اهداف رو درک می‌کنند و به سمت مسیر درست میرن.

تصمیمات درست

تصمیمات درست مانند تکه های پازلی هستند که سازمان ها رو کامل می‌کنند.

تصمیم های مدیران به چند دسته تقسیم میشه:

1- ممکنه به صورت فردی و یا گروهی باشه (شخص مدیر به تنهایی تصمیم گیری میکند و یا مثلا با کمک هیئت مدیره)به صورت منطقی یا شهودی. تصمیم گیری شهودی از ضمیر ناخودآگاه میاد و میتونه بدون دلیل منطقی صورت بگیره اما تصمیم گیری منطقی مرحله به مرحله پیش میره و در نهایت بهترین چیزی که به نظر فرد میرسه میشه تصمیم نهایی.

اینکه کدوم یکی میتونه بهتر باشه، از نظر هر مدیری متفاوته.و تصمیم گیری برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده.بر اساس زمان، بر اساس موضوع (روابط انسانی، مذاکره، اجتماعی) و …برخی مدیران محدودیت هایی در تصمیم گیری هاشون دارن که این عوامل باعث تصمیمات نادرست توسط اونها میشه مثل:

2- به تعویق انداختن تصمیم گیری به این دلیل که فکر می‌کنند اطلاعاتشون هنوز کامل نشده. برخی نگران این موضوع هستند که نکنه تصمیمشون درست نباشه و برای همین تصمیم گیری رو به تعویق میندازن و فرصت های زیادی رو از دست میدن و همچنین تنوع زیاد در گزینه ها باعث سخت تر شدن تصمیم گیری برای این افراد میشه.

اما یک سری راه حل ارائه شده که مدیران بتونن این محدودیت ها رو از بین ببرن و در نهایت تصمیم بهتری بگیرن:مثلا اینکه باید به اورژانسی بودن مسائل توجه داشت و باید نگرانی ها را اولویت بندی کرد. معمولا تصمیم گیری در دقیقه 90 چیز خوبی از آب در نخواهد اومد و گزینه بهتر معمولا اولین چیزیه که به ذهن افراد خطور می‌کنه.

از طرفی دیگر بعضی از تصمیم ها هستند که نیاز به وقت بیشتری دارند و باید به تعویق بیفته. این موضوع بسته به مهارت مدیر داره که بدونه کی زود تصمیم بگیره و کی دیرتر.

اینکه همیشه مدیران باید برای هر تصمیم که می‌گیرند برنامه ریزی کنند و پیشامد های احتمالی رو باید در نظر بگیرن.

مدیران باید روی تصمیم های خود قاطعانه بایستند چون تردید در تصمیم گیری، شک و دودلی رو به کل سازمان منتقل می‌کنه و علاوه بر این، کارمندان یک سازمان اعتماد بیشتری به مدیران قاطع دارند.

تصمیم گیری باید با ذهن آزاد صورت بگیرد و کسی که شرایط جسمانی مطلوبی نداره، تمرکز لازم رو هم برای تصمیم گیری نخواهد داشت.

جلوگیری از خستگی تصمیم گیری… یعنی اینکه اگر شما هر روز به مسائل پیش پا افتاده فکر کنید (مثل اینکه امروز چه لباسی بپوشید و فردا چه غذایی بخورید و تصمیاتی از این قبیل)، باعث میشه که ذهن شما خسته بشه و درگیر این چیزا بشه. به اصطلاح دچار خستگی تصمیم گیری میشید.

و اما در آخر

ما همه این هارو تو حرف میدونیم اما عمل کردن به اینها موضوعی دیگه‌ست. مشکلات همیشه روشن و واضح نیستند و پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز که بتونیم توسط اونها یه راه حل منطقی پیدا کنیم، یه فرآیند سختی به حساب میاد.

مخصوصا جهان ووکایی که پر از محدودیته و  مایی که به عنوان مدیر یک سازمان منابع محدودی داریم و ممکنه نتونیم به اون اطلاعات و ابزاری که لازم داریم به راحتی دست پیدا کنیم.

رو همین حساب مدیران مجبورند با توجه به تجربیاتشون اقدام به تصمیم گیری کنند. اونها معمولا به صورت ذهنی قضاوت می‌کنند، مقایسه ها به صورت محدوده و در نهایت با همون اطلاعات محدود تصمیم گیری می‌کنند.

اما با توجه به همه این محدودیت ها، ما مدیران بسیار زیادی داریم که موفق هستند و به راحتی تصمیم می‌گیرند. اگر چه ممکنه تصمیم هایی که می‌گیرند، همیشه بهترین تصمیم نباشه ولی می‌تونه با توجه به محدوده امکاناتی که داشتند، قابل قبول و رضایت بخش باشه.

از طرفی دیگه مدیران حرفه‌ای همیشه تصمیمات درست نمی‌گیرند و ممکنه خطا داشته باشند اما کاری که می‌کنند اینه که نتایج منفی احتمالی رو پیش‌بینی می‌کنند و برای عواقب احتمالی آماده میشن و برنامه ریزی دارند.

همچنین ما میدونیم که تصمیم گیری یک مهارته و به نوعی، یک هنر محسوب میشه. این موضوع به این معناست که قرار نیست تصمیم گیری همیشه تابع قاعده و یک شیوه منطقی و منظم باشه بلکه هدف ارائه راه حلی‌ست که می‌تونه بهترین پاسخ در برابر مشکلات پیش رو باشه.

و همونطوری که بالاتر هم بهش اشاره شده، تصمیم ها 100% منجر به از بین رفتن یک مسئله نمی‌شه و بعضی وقتا اینکه بتونیم از اون موضوع فاصله بگیریم هم خودش نوعی موفقیت حساب میشه.

 

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.