اگر بخواهیم از جنگ ۴۰ روزه اخیر فقط یک تصویر ماندگار در ذهنمان بماند، بهاحتمال زیاد صحنه بیمارستانها و چهره خسته اما مصمم کادر درمان است؛ آدمهایی که زیر صدای آژیر و انفجار، تنها یک کار را بلد بودند: نجات جان انسانها.
این روزها خیلیها از «ایستادگی مردم» حرف میزنند، اما وقتی دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم نظام سلامت در این چهل روز عملاً به یکی از اصلیترین خطوط مقاومت تبدیل شد.
از اولین انفجار تا آخرین عمل جراحی
طبق گزارش رکنا، جنگ با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ شروع شد؛ شبی که صدای انفجار در خیلی از شهرها پیچید و زندگی عادی مردم از مسیر همیشگیاش خارج شد. اما تقریباً همزمان با اولین انفجارها، یک جریان دیگر هم به راه افتاد: بیمارستانها چراغشان را روشن نگه داشتند، آمبولانسها در خیابانها مداوم در رفتوآمد بودند و تیمهای درمانی، بدون وقفه کارشان را آغاز کردند.
در طول این ۴۰ روز، طبق آمار رسمی وزارت بهداشت که رکنا به آن استناد کرده، ۳۰.۲۰۵ مجروح در مراکز درمانی کشور درمان و ترخیص شدند؛ فقط همین عدد، خودش نشان میدهد که چه حجم عظیمی از کار درمانی در کشور انجام شده است. در کنار اینها، ۵۱۸ مصدوم هم تا زمان اعلام آتشبس همچنان در بیمارستانها بستری و تحت درمان بودهاند.
از سوی دیگر، وزیر بهداشت در گفتوگو با شهرآرا، عددی حتی بزرگتر را یادآور میشود: در «جنگ اخیر صهیونی–آمریکایی» در بازه حدوداً یک ماه و نیمه، ۳۳ هزار مجروح توسط تیمهای سلامت درمان شدهاند و فقط در دو روز، ۵۰۰ مجروح در اصفهان تحت درمان قرار گرفتهاند. این همپوشانی آماری، یک نکته را پررنگ میکند: نظام سلامت در اوج بحران، توانسته ظرفیت ملی خود را بسیج کند و اجازه ندهد صف درمان روی زمین بماند.
اتاق عمل؛ خط مقدم نجات جان
آمار دیگری که شاید در نگاه اول شاید فقط یک عدد بهنظر برسد، اما پشت آن هزاران داستان انسانی خوابیده، تعداد ۱۲۵۲ عمل جراحی است که در این مدت انجام شده. تصور کنید اتاقهای عمل که عملاً «خاموش نشدهاند»؛ جراحانی که شیفتهای طولانی، با خستگی و فشار روانی، مدام در حال انجام عملهای پیچیده روی مجروحان جنگی بودهاند.
در چنین شرایطی، هر عمل جراحی فقط یک «پروسیجر پزشکی» نیست؛ تلاش برای برگرداندن امید به یک خانواده، نگهداشتن یک پدر، یک مادر، یک کودک یا یک جوان در این دنیا است. اینجا است که نظام سلامت از یک «ساختار اداری و فنی» فراتر میرود و تبدیل میشود به یکی از مهمترین ستونهای اجتماعی و انسانی کشور.
بهای ایستادگی: شهدای نظام سلامت و زیرساختهای آسیبدیده
طبیعی است که حضور نظام سلامت در خط مقدم، بدون هزینه نبوده. طبق گزارش رکنا، در جریان این جنگ، ۱۱۸ نفر از اعضای تیم ملی سلامت در حین خدمت مصدوم شدهاند و متأسفانه ۲۶ نفر از آنها جان خود را از دست دادهاند. اینها فقط «آمار» نیستند؛ هر کدامشان یک پزشک، پرستار، تکنسین اورژانس یا امدادگری بوده که تا آخرین لحظه کنار مردم ایستاده است.
از طرف دیگر، جنگ ضربه سنگینی به زیرساختهای درمانی وارد کرده:
- ۴۱ دستگاه آمبولانس آسیب دیده
- ۵۵ پایگاه اورژانس و ۴۹ مرکز درمانی خسارت دیدهاند
- ۲۲۶ مرکز بهداشت آسیب دیده
- و در نهایت، ۸ بیمارستان مجبور به تخلیه شدهاند
با این حال، آنطور که در گزارش رکنا آمده، شبکه درمانی کشور با جابهجایی سریع بیماران و بسیج امکانات، اجازه نداده است روند درمان متوقف شود. اینجا نقش مدیریت بحران در نظام سلامت خیلی پررنگ است؛ یعنی جایی که فقط بحث درمان فردی نیست، بلکه توان سازماندهی، تصمیمگیری سریع و استفاده هوشمندانه از ظرفیتها مطرح میشود.
چهره انسانی جنگ: کودکان، زنان و غیرنظامیان
یکی از تلخترین بخشهای هر جنگ، حضور کودکان و زنان در میان قربانیان است. طبق آمار منتشرشده:
- ۲۲۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال در این جنگ جان باختهاند
- ۱۹۹۷ کودک و نوجوان مجروح شدهاند
- ۲۵۷ زن در میان شهدا هستند
- و ۴۹۸۹ زن نیز مجروح شدهاند
این اعداد نشان میدهد که جنگ مرزی بین «میدان نبرد» و «زندگی عادی مردم» نمیشناسد. در چنین شرایطی، نظام سلامت تنها پناهگاه امنی است که مردم در لحظههای آخر به آن چشم امید میدوزند؛ جایی که فارغ از سن، جنس، شغل و موقعیت اجتماعی، همه بهعنوان «انسان» دیده میشوند و برای نجاتشان تلاش میشود.
ظرفیت ملی در خدمت سلامت؛ از تهران و هرمزگان تا اصفهان
در گزارش رکنا آمده که استانهای تهران و هرمزگان بیشترین تعداد شهدا را در جنگ ۴۰ روزه ثبت کردهاند؛ دو استانی که از قضا زیر فشار بالایی از نظر امدادرسانی و خدمات درمانی هم بودهاند. در گزارش شهرآرا هم به اصفهان اشاره میشود که تنها در دو روز، ۵۰۰ مجروح را تحت درمان قرار داده است.
اینها نشان میدهد که نظام سلامت عملاً در سطح ملی و شبکهای عمل کرده؛ یعنی:
- هر استان، علاوه بر رسیدگی به مجروحان خودش، در مقاطعی نقش پشتیبان و کمک به دیگر مناطق را هم بر عهده گرفته
- با جابهجایی و توزیع درست بیماران، اجازه داده نشده یک شهر یا یک مرکز درمانی زیر بار غیرقابل تحمل فروبپاشد
نتیجهگیری؛ نظام سلامت، ستون آرامش در روزهای بیثباتی
حالا که آتشبس اعلام شده و صدای جنگنده و انفجار آرام گرفته، شاید وسوسه شویم که همه چیز را فقط در قالب آمار ببینیم: چند هزار مجروح، چند صد شهید، چند مرکز تخریبشده. اما حقیقت این است که آنچه از این ۴۰ روز در حافظه جمعی ما میماند، فقط «عدد» نیست.
از دل همین دو روایت رکنا و شهرآرا، یک تصویر مشترک بیرون میآید:
نظام سلامت در این جنگ، فقط نقش «خدماتدهنده» نداشت؛ به نماد همبستگی، مسئولیتپذیری و شجاعت جمعی تبدیل شد. از تکنسینهای اورژانسی که در خیابانهای ناامن بهدنبال مجروحان بودند، تا پرستارانی که ساعتهای طولانی در بخشهای اورژانس و ICU ماندند، تا پزشکان و مدیرانی که زیر فشار تصمیمهای سخت، سعی کردند هیچ بیماری بدون تخت و بدون درمان نماند.
اگر بخواهیم معنای «مقاومت» را در این جنگ در یک قاب خلاصه کنیم، شاید بهترین قاب، همان چراغ روشن بیمارستانی باشد که در اوج حملات هم خاموش نشد. جنگ ۴۰ روزه، با همه تلخیهایش، یک چیز را واضحتر کرد:
تا وقتی نظام سلامت سر پا و پویاست، امید در این کشور خاموش نمیشود.
به وب سایت گروه سرمایه گذاری پیشگامان سلامت خوش آمدید گروه سرمایه گذاری پیشگامان سلامت