مدیریت و هدف ما

مدیریت علم یا هنر؟

هدف - مدیریت علم یا هنر؟

مدیریت علم یا هنر؟ چالش اصلی پیش روی ما فهم اين مسئله است!

ما در مقاله ی قبلی به مفهوم پایه ای مدیریت پرداختیم! مدیریت در واژه یعنی چی؟

اصطلاحا دمولوژی این کلمه چیست و چه تعریف عملیاتی ازش میتونیم داشته باشیم!

به این تعریف از ماری پارکر فالت رسیدیم که مدیریت یعنی انجام دادن به و با وسیله ی دیگران!

خب حالا این انجام دادن کار به وسیله و با دیگران اکتسابی هست یا ذاتی؟

اکتسابی یعنی چی؟ یعنی بریم کسب کنیم! یعنی بریم کتاب مدیریتی بخونیم و کارآموزی مدیریتی کنیم.

ذاتی یعنی چی؟ یعنی مثل ژنتیک این بدن ساز ها که بعد تمرین بدون هیچ مکملی زود پف میکنن.

این رو اینجا داشته باشیم تا برگردیم سر صحبت اصلی مون؛ ویکی پدیا به ما میگه که:

معادل انگلیسی علم (science) است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌ و درواقع اون بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌ و قواعد علوم تجربی بر اون حاکم است.

یک معنای قدیمی‌ که امروزه هنوز هم به کار می‌رود، متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهی‌های قابل اتکا می‌داند که از لحاظ منطقی و عقلانی، قابل توضیح باشند.

خب پس یعنی علم خیلی چیز خفنی هست و از تجربیات گذشتگان نمود و بروز میکنه و قواعد داره و الخ…

اما هنر یعنی چی؟

بازم یاور همیشه مومن ویکی پدیا به ما میگه:

هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که برای اثرگذاری بر احساسات و هوش انسانی یا به‌منظور انتقال یک معنا یا مفهوم، خلق می‌شود.

خب تعریف هنر مثل اینکه از علم سخت تر هست و چه کنیم؟ هیچ ! رها کنیم و خودمون در ادامه بریم برسیم به کشف!

خب حالا بریم ببینیم در گوگل چه کاره ایم و چی دستمون رو میگیره!

نتیجه ی اول

دانشجوی مدیریت مالی که مثل همه ی ما با دنبال کشف این داستان بوده و با جدیت و حرارت در مورد این مسئله پرداخته؛ در کل متن یک اشاره زیبا کرده که من اون رو اینجا برای شما باز نشر میکنم:

در کتاب مبانی سازمان ومدیریت دکتر علی رضاییان آمده است که:

“بخشی از دانش مدیریت از طریق اموزش فرا گرفته میشود.ولی بخشی دیگر از ان باید ضمن کار آموخته شود به این ترتیب آن بخش از مدیریت را که با آموزش فرا گرفته میشود علم مدیریت و بخشی از آن که از طریق کسب تجارت و اندوخته ها و به کارکیری آنها در شرایط گوناگون حاصل میشود هنر مدیریت است. به سخنی دیگر علم دانستن است و هنر توانستن.”

در این نوشته، نشانه هایی ست برای کسانی که می اندیشند!

در نتیجه ی دوم:

این نوشته به نظرم، یکی از بهترین نوشته هایی ست که ما مشتاقان مدیریت میتونیم مطالعه کنیم! از گذشته مدیریت و تعاریف شروع کرده و به یمین و یسار هم نزده و خیلی شسته رفته به بررسی جامع این مطلب رسیده اما قسمت جذاب تر این موضوع این هست که به راهکار ها و راهبرد های سازمانی پرداخته که چگونه میشه از این تئوری من باب رشد سازمان و کارمندان استفاده کرد.

نتیجه سوم

میرسیم که باز فرد دغدغه مندی در مورد مدیریت دست به قلم شده هست؛ متن از نیمه به بعد وارد فاز استراتژی و… میشود اما نیمه ی اول متن به جمع آوری نقل قول ها و نکات مهم پرداخته که خوندنش خالی از لطف نیست.

خب حالا به این فکر کنید که:

یعنی هر شخصی صرف داشتن تحصیلات آکادمیک در زمینه مدیریت، مدیر خوبی میشه؟ اگر شخص در طول 18 سال زندگی خودش به عنون مثال توانایی تصمیم گیری نداشته و همه تصمیم های زندگیش به عهده والدینش بوده و حالا رشته دانشگاهیش مدیریت باشه، با این فرض که تمام نمراتش هم عالی باشه، آیا در آینده مدیر خوبی خواهد بود؟ واقعا معلوم نیست!

باید آموزش ببینه و مهارت یاد بگیره و در فضای اجرا قرار بگیره! تا بتونیم درست قضاوت کنیم!

بچه ای رو تصور کنید که از بچگی همیشه اون تعیین کننده و تصمیم گیرنده بوده. همیشه بین دوستاش اون بوده که میگفت چی بازی کنن؟ کی بازی رو شروع بشه و کی تموم یشه و هزاران کار و تصمیم دیگه. حالا اون بچه بزرگ شده و یه رشته غیر از مدیریت رو انتخاب میکنه و چه بسا که تحصیلات آکادمیک هم نداشته باشه و حالا کسب و کار خودش رو راه نداخته. آیا میتونه مثل همون دوران بچگیش افراد رو مدیریت کنه؟

شما به ما بگید!

در نهایت بعد از اینکه دونستیم مدیریت چیه! حالا قضاوت کنیم مدیران، هنرمند هستن یا دانشمند؟ باید بفهمیم ما اصلا ژن و استعداد مدیریت داریم یا نع؟ آیا اصلا ژن مدیریت وجود داره؟ یا باید بریم مثل تکنیک آبرنگ یاد بگیریم!

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.