Design Thinking 660x330 - مهارت های نرم !

مهارت های نرم !

Design Thinking - مهارت های نرم !

در گذشته افراد به اشتباه موفقیت در کار رو فقط مربوط به توانایی های فنی فرد (مهارت های سخت) میدونستند. به همین دلیل ، کارفرمایان و شرکت ها فقط بر اساس شایستگی های ظاهری آن ها (یعنی اون مهارت هایی رو که میتونستن ببینن) افراد جدیدی رو استخدام می کردند. اما خوشبختانه تحقیقات حال حاضر نشون میدن که این روند در سالهای گذشته تغییر کرده و کارفرمایان نسبت به سال‌های گذشته، به مهارت‌های نرم در محیط کار توجه بیشتری داشتند.

البته که مهارت های سخت هنوز هم مهم هستند، اما مهارت های نرم از نظر اهمیت با آنها برابر است و ای بسا که میتونه نقش پررنگ تری رو هم ایفا کنه.

مطالعات انجام شده توسط مؤسسه تحقیقاتی استانفورد و بنیاد کارنگی ملون در میان 500 مدیرعامل این ایده رو تأیید می کنه که 75٪ موفقیت شغلی بلند مدت ناشی از مهارت های نرم و تنها 25٪ از مهارت های سخت است. (Sinha, 2008)

پر واضحه که مهارت سخت رو میشه توی رزومه آورد و میشه در موردشون توی چند تا جمله صحبت کرد و حتی میشه وجودشون رو به راحتی از طریق آزمون ثابت کرد ولی مهارت نرم اینطور نیست و این مهارت ها چیزی نیست که بشه وجود اونها رو به همین راحتی ثابت کرد و همچنین معیار دقیقی واسه اندازه گیری ندارند.

پس باید خیلی دقت کنیم که بتونیم اونها رو به بقیه افراد توی عملمون نشون بدیم. به قول سعدی: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.!

از طرفی برای کارفرما هم سنجشش سخته. فکر کنید کارفرما یا مدیر منابع انسانی که دنبال یک برنامه نویس باشه. به راحتی و یا حتی توی چند دقیقه میتونه از طریق آزمون علم و دانش اون فرد رو بسنجه.

بر فرض مثال که فرد تبحر زیادی داره و میتونه به چند زبان مختلف برنامه نویسی کنه و اصلا نمره ۲۲ از ۲۰ بگیره و بعد استخدام بشه. اما مدیرها بعد از مدتی ببینن که اون شخص مثلا نمیتونه ارتباط خوبی توی محیط کار برقرار کنه و نه تنها برای خود شخص مشکل ایجاد شده بلکه بقیه همکارها رو هم به تکاپو انداخته و کلا کارها رو مختل کرده.

یا اینکه مدیریت زمان نداره و نمیتونه کار رو توی موعد مقرر تحویل بده و … خب واقعا استخدام همچین فردی با اون همه مهارت سخت و نمره بالاش چقدر مفید بود؟ تونست کاری از پیش ببره یا نه؟ استخدامش بهتر بود یا عدم استخدامش؟

یا اصلا یه سناریو دیگه رو در نظر بگیرید که خود فرد توی مصاحبه مثلا بگه من روابط خیلی خوبی دارم (یا ابراز به داشتن بقیه مهارت های نرم کنه)، همونطوری که قبلا گفتیم چون مهارت های نرم قابل سنجش نیستند، هرچقد هم بگه من دستاوردهای زیادی تو این حوزه داشتم، تا نیاد توی کار و یه مدتی نگذره نمیشه متوجه شد که آیا واقعا حرف هاش درست بوده یا نه. و متاسفانه چیزی که واضحه اینه که سنجیدن مهارت های نرم کار واقعا دشواریه چون معیار و یا خط کش دقیق براش وجود نداره.

یادگیری مهارت‌های نرم فقط به تمرین و تلاش نیاز داره و یکی از معایب اون اثبات کردنشه چون بر فرض مثال شمال نمیتونید اونهارو توی رزومه تون بیارید. حتی اگر هم هرچی مهارت نرم وجود داره رو داخل رزومه ذکر کنیم، باید اونهارو اثبات کنیم و صرف نوشتن هیچ فایده ای نداره.

سایت کاربوم به این اشاره کرده که شرکت هایی که ارباب رجوع دارند بیشتر نیازمند مهارت های نرم هستن به این دلیل که لازمه این کار برقراری ارتباطه و باید خوب گوش کردن رو بلد باشن. میشه گفت شرکت هایی که به افراد خدمات ارائه میدن هم میتونه از این دست باشه که احتیاج زیادی به مهارت های نرم دارند تا بتونن به صورت کاملا مودبانه و درست خدماتشون رو ارائه بدن.

نویسنده یه راهنمایی داره برای مدیرانی که اقدام به استخدام نیروهای جدید کردن و پیشنهاد میده که بهتره مدیران حین مصاحبه از نیرو بخوان که مثال هایی بزنه که در اون مثال ها از توانایی های نرمش چجوری استفاده کرده و به این بسنده نکنیم که مثلا طرف میگه مدیریت بحران داره و ما بپذیریم. بلکه ازش بخواییم که با مثال بهمون ثابت کنه.

یه توصیه هم برای کارجویان که باید توی مصاحبه به هردو مهارت نرم و سخت اشاره بشه و اگر یکی از مهارت های سخت مورد نظر شرکت رو نداریم، سعی کنیم بیشتر روی اون مهارت های نرمی که میدونیم میتونه توی اون موقعیت شغلی ارزشمند باشه مانور بدیم. چون اون مهارت سخت رو طی کار هم میشه آموزش دید.

تو نوشته به این نکته پی میبریم که اهمیت مهارت‌های نرم اونقدر زیاد شده که بسیاری از موسسات، مدارس و دانشگاه‌ها برای آماده کردن افراد جهت ورود به بازار کار، دوره‌های مهارت‌های نرم رو هم در کنار مهارت‌های فنی و تخصصی (مهارت های سخت) ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، بسیاری دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی در کنار دروس تخصصی مهندسی، دوره‌های مهارت‌های تیم‌سازی، ارتباطی و رهبری رو ارائه می‌کنند.

حواسمون هم باید به این نکته باشه که درحالی‌که ممکن است مهارت‌های سخت باعث شوند فرد برای مصاحبه شغلی دعوت شود، این مهارت نرمه که به شخص کمک می‌کنه تا شغل رو بدست بیاره و بعد بتونه اون رو حفظ کنه.

تو سایت رشدانا اهمیت دونستن مهارت های نرم برای مدیران رو میبینیم. مدیرانی که به خوبی با مهارت های نرم آشنا هستند به خوبی میدونن که چجوری باید با کارکنانشون ارتباط برقرار کنند و با تیپ های شخصیتی متفاوت کنار بیان. درنتیجه مشکلات و چالش های کمتری توی مسیر خواهند داشت. از طرفی این ارتباط موثر باعث ارتقای رضایت کارکنان و افزایش بهره وری کسب و کار خواهد شد و همچنین کلی مزایای دیگه که همگی اونها در نهایت منجر به سودآوری خواهند شد.

فرقی نمیکنه حوزه فعالیت ما چی باشه اما چیزی که واضحه هر شغلی مهارت های سختی رو داره که مخصوص به همون شغله و اگر کسی شغلش رو عوض کنه، احتمال خیلی بالا باید مهارت های جدیدی رو هم یاد بگیره.

اما خوبی مهارت نرم اینه که یک بار اونها رو یاد میگیریم اما یک عمر میتونیم ازشون استفاده کنیم و فرقی نمیکنه که کارمون چی باشه… همیشه به اونها نیاز داریم.

از طریق آماری که داریم میتونیم به اهمیت مهارت نرم پی ببریم:

77 درصد کارفرمایان اعتقاد دارند مهارت‌های نرم به اندازه‌ی مهارت‌های سخت اهمیت دارند و ۶۷ درصد مدیران منابع انسانی داوطلبی که مهارت‌های نرم بالاتری دارد را، حتی اگر مهارت‌های سخت وی ضعیف باشد، استخدام می‌کنند. همچنین ۴۶ درصد از افراد تازه ‌استخدام شده،‌ در ۱۸ ماه اول کار خود به علت ضعف در مهارت‌های نرم از سازمان خارج می‌شوند.

چند نمونه مهارت نرم

دیدگاه راهبردی

خودجوشی

قابلیت اعتماد

کار تیمی

نوآوری

مقابله با فشار

برنامه ریزی و سازماندهی

اخلاق کاری

دستیابی به نتایج عالی

یادگیری مستمر

تصمیم گیری

مدیریت دیگران

حل مسئله تحلیلی

مشتری مداری

انعطاف پذیری

تاثیرگذاری

تعزیف کلمه نرم در منصب مدیریت

انعطاف‌پذیری زیاد در برابر فشار، به ‌آسانی نفوذپذیر، تقسیم‌پذیر و تغییرپذیر و ناتوان در سختی. این واژه بیانگر ضعف و ناپایداری است.

در واقع ما معتقدیم که این مهارت های نرم باعث ایجاد مقام رهبری میشه که تمرکز اونها روی تجارب و باورهای افراد است که باید مطمئن شیم با کاری که می میخواییم انجام بدیم همسو باشه و این کار در نهایت باعث شکل دهی و تقویت سازمان میشه.

 ۵ مورد از مهارت های نرم برتر در سال 2020

خلاقیت: تبدیل ایده های جدید و ابتکاری به واقعیت

ترغیب کردن: توانایی تغییر دادن نگرش ها و باورها و رفتار افراد نسبت به افراد و یا موضعاتی دیگر

همکاری: کار کردن با دیگران برای تکمیل یک پروژه

تطبیق پذیری: مجموعه مهارت هایی که باعث میشه فرد خودش رو با تفییرات محیطی تطبیق بده و به قول چارلز داروبین این ویژگیه که باعث بقا میشه نه قدرت و هوش.

هوش عاطفی: مجموعه ای از خودآگاهی، خود تنظیمی، مهارت اجتماعی، همدلی و انگیزه

با مهارت های نرم هم آشنا شدیم. توی مهارت سخت دیدیم که میزان این مهارت ها با IQ (بهره هوشی) ارتباط مستقیم داره اما جالبه بدونیم که مهارت های نرم هم با EQ (هوش هیجانی) ارتباط داره.

هوش هیجانی به این معناست که شما احساسات خودتون و دیگران رو به خوبی بشناسید و بتونید اونهارو کنترل کنید و این موضوع درحالی اتفاق افتاده که خود EQ هم نوعی مهارت نرم به حساب میاد. پس احتمالا خیلی خوب خواهد شد اگر سعی کنیم این مهارت رو در خودمون افزایش بدیم چون احتمالا یه پلی خواهد شد برای دسترسی به سایر مهارت های نرم.

نکته جالب دیگه ای که وجود داره اینه که دیدیم از مهارت نرم با عنوان مهارت های ضروری هم یاد میشه و این یعنی که این مهارت ها میتونن مهم تر از مهارت های سخت باشن.

این موضوع رو هم فراموش نکنیم که یکی از مهم ترین راههای تقویت مهارت نرم تمرین کردنه و بدست آوردن اونها چیزی نیست که یه شبه اتفاق بیفته و این گنج طی زمان بدست میاد و میتونیم در تمام طول عمرمون ازش استفاده کنیم.

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

03  310x165 - چک لیست تصمیم گیری

چک لیست تصمیم گیری

بارها و بارها و برای تک تک ما پیش اومده که تصمیم گرفتیم بریم سفر؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.