منابع تامین کسب و کار

منابع مورد نیاز کسب و کار و مدیریت آنها

 

Start up concept vector illustration - منابع مورد نیاز کسب و کار و مدیریت آنها

وقتی صحبت از منابع میشه همه ما اول از همه یاد منابع طبیعی میفتیم و کاملا هم درسته و منابع طبیعی یکی از مهم ترین منابعی هستن که در اختیار انسان قرار میگیره مثل آب، برق، گاز، نفت و …

هرجایی و هرکاری منابع مخصوص به خودش رو داره و یکی از شرایط موفقیت یا عدم موفقیت هر جامعه ای (کشورها، اداره ها و …) میتونه یجورایی استفاده درست از منابع باشه و ارزش منابع به اینه که از اون برای تولید و توسعه منابع دیگه ای استفاده کنیم.

تصور کنید که مجموعه ای رو برای کسب و کارمون راه انداختیم و همه اقدامات اولیه به خوبی انجام شده. این مجموعه به خوبی تجهیز شده و امکاناتی رو براش فراهم کردیم. این مجموعه باید 4تا منبع اصلی رو شامل بشه: مالی و مادی، انسانی، زمانی و دانشی.

بنا به تعریف سایت متمم منبع یا Resource یک وسیله یا ابزار است و به تنهایی ارزش ذاتی نداره. این هدف ما و نحوه استفاده ما از منبع برای رسیدن به هدفه که ارزش هر منبع را تعیین میکنه.

با توجه به این تعریف، در صورتی که ما منابع رو به خوبی آماده کرده باشیم، آیا موفقیتمون تضمین میشه؟ پاسخ خیر است.تا زمانی که راه های کسب حداکثر بازده از منابع رو پیدا نکنیم، به موفقیت نمیرسیم.

از طرفی دیگه هرچقدر هم که منابع ما زیاد باشه باید یادمون باشه که یکی از ویژگی های منابع محدود بودن اونه. یعنی هرچقدر هم که زیاد باشه، اگر که نتونیم استفاده بهینه ازش بکنیم یه روزی تموم میشه. پس خیلی مهمه که استفاده از منابع رو بلد باشیم تا اونها رو تلف نکنیم. به این کار میگیم مدیریت منابع.

امروز میخواییم در مورد این منابع صحبت کنیم. اینکه بهترین روش استفاده چیه که نه زیاده روی در استفاده منابع مون باشه و نه در اثر عدم مصرف، منابع رو هدر بدیم. یا به عبارتی استراتژی مناسب برای استفاده از منابع به چه صورت باید باشه؟

اولین منبعی که میخواییم در موردش صحبت کنیم منابع مالی و مادی هستن. این ها منابعی هستند که به وضوح ملموس هستند و میتونیم ببینیمشون. برای همین فکر میکنیم که مهمترین منابع ما برای شروع کسب و کار هستند.

منابع مادی کالاهای فیزیکی هستند که متعلق به شرکت است مثل ماشین آلات ، تجهیزات ، ابزار و سایر کالاها.

منابع مالی عناصر پول نقد ، کمک های اقتصادی شرکا، وام بانکی،  تأمین کنندگان و انتشار اوراق بهادار و … است. در واقع پولی است که شرکت برای پیشرفت به اونها نیاز داره.

منابع مالی رو مثل خون در بدن میشه دونست. یعنی به همون اندازه که خون برای ما حیاتیه، همونقدر هم منابع مالی برای سازمان و اهمیت داره.

با کلیت این منابع آشنا شدیم.

اما این منابع اینجوری نیستند که ثابت باشه و ورودی و خروجی جدیدی نداشته باشه و ارزش دارایی ها مدام در حال اضافه و حتی کم شدن هستن پس یه نفر باید باشه که مدیریت این منابع رو به عهده بگیره. به کسی که مسئولیت سلامت مالی یک سازمان رو به عهده داره، مدیر مالی میگیم. مدیران مالی برای پیشرفت در کارشون هم نیاز به مهارت های سخت دارند و هم مهارت های نرم.

مهارت سخت مثل سلطان عدد و ریاضی بودن برای حساب و کتاب و مهارت نرم مثل برقراری ارتباط و رهبری و حل مسئله و …

مدیریت منابع مالی اون متدهایی هستند که چرخه مالی شرکت رو تامین میکنند. یکی از وظایف مدیران منابع مالی تضمین نوع کسب و کاره که باید خیلی حواسشون به این موضوع باشه و بتونن به خوبی شرایط مالی اون کسب و کار رو کنترل کنن و این کار بستگی به نوع مدیریت شرکت داره که اگر به بهترین شکل ممکن اداره بشه، میتونه شرکت رو به سمت یه کسب و کار عالی سوق بده و این یعنی سود بیشتر برای شرکت.

منبع دیگه ای که باید در اختیار سازمان و یک کسب و کار قرار بگیره منبع انسانی ست.

درسته که روز به روز علم در حال پیشرفت و توسعه ست و ممکنه روزی بیاد که همه کار ها به دست ماشین آلات و ربات ها انجام بشه اما چیزی که واضح و مبرهن است اینه که از گذشته، هم اکنون و احتمالا تا آینده ای نه چندان دور یکی از ملزومات ادامه کسب و کار، افراد هستند.

افراد منابع دیگری هستند که در اختیار شرکت قرار داده میشه و به گفته ویکی پدیا این افراد در استخدام شرکت هستند و میتونن به ازای کار خود حقوق دریافت کنند و یا نکنند.

مدیر منابع انسانی قراره کمک کنه تا سازمان، در افق زمانی بلند مدت، با کمترین هزینه، حداکثر کارایی را از کارکنان برای حرکت در راستای اهداف استراتژیک سازمان، کسب کنه.

یکی از وظایف مهم مدیر منابع انسانی پیدا کردن افرادیه که بتونن با سازمان، اهداف سازمان و مسیر سازمان هم سو و جهت باشن.

اگر بخواییم بودن توی یه سازمان رو به یه سفر تشبیه کنیم، مقصدمون و جایی که میخواییم بریم میشه هدف سازمان و افرادی که در کنار ما هستند در واقع هم سفرهای ما هستند.

پس خیلی مهمه که هدف اونها هم رسیدن به همون مقصد باشه و افراد خوش سفری باشن که به خوبی با ما همراه باشن و حین سفر اهل بهانه گیری و نق زدن نباشن. اینجاست که به وظیفه مدیر منابع انسانی پی میبریم که افرادی رو با ما پیوند بده که آرمان هاش با آرمان های ما یکی باشه.

از طرف دیگه چیزی که بعد از یافتن این منابع اهمیت زیادی داره نگهداشت نیروهاست. اینکه بتونه به نیروها انگیزه بده که به بیراهه نرن.

واقعا چه تضمینی وجود داره که بعد از کلی سرمایه گذاری برای منابع انسانی (آموزش دادن، پرداخت حقوق و …) به ثمر برسیم و نیروها به ما تعهد داشته باشن؟ و یا نرن سمت رقیب؟

و اما منبعی که همه جا به کمک ما میاد و لازمش داریم، همیشه دنبالشیم و همیشه هم احساس میکنیم ازش تو زندگیمون کم داریم: زمان

یکی از گرانبها ترین چیزایی که هر فردی توی زندگیش داره زمانه و مدیریت زمان مهارت نرمیه که به شدت میتونه تو موفقیت ها کمکمون کنه. مدیریت زمان اونقدر حائز اهمیته که از ابتدای انقلاب صنعتی اروپا، متوجه این امر مهم شدند و به قول بنجامین فرانکلین، سیاستمدار، مخترع و دانشمند امریکایی زمان یعنی همان پول.

مدیریت زمان چیزیه که فرقی نمیکنه کی باشیم و کجا باشیم و هر فردی باید توی هر کاری این ویژگی رو برای خودش داشته باشه و کس دیگه ای نیست که بتونه این کارو برای ما انجام بده. در نتیجه برنامه ریزی برای خودمون و اولویت بندی کارهامون میتونه خیلی بهمون کمک کنه.

مدیریت زمان اونقدر میتونه مهم باشه که وقتی میخواهید یک فرد ناموفق را موفق کنید، به او تکنیک های مدیریت زمان بیاموزید و نویسنده معتقده که مدیریت زمان و هوشمندانه کار کردن موجب افزایش بهره وری خواهد شد.

اهمیت مدیریت زمان

افزایش بهره وری و کارایی بیشتر، وجهه حرفه ای بهتر، تحمیل استرس کمتر، افزایش موقعیت های پیشرفت، استفاده بیشتر از فرصت ها، احساس رضایتمندی فردی، تقویت اعتماد به نفس و … و چیزی که واضحه اینه که عدم کنترل و مدیریت زمان میتونه همه نتایج بالا رو برامون برعکس کنه.

و اما منبع آخری که میتونه خیلی به ما کمک کنه منبع دانشی ماست.

وقتی ما وارد کاری میشیم لازمه که علم اون کار رو داشته باشیم. اگر بدون این علم وارد کاری بشیم احتمالا باید اونقدر آزمون خطا کنیم تا روش درست رو پیدا کنیم و اینجوری کلی از منابع دیگه مون رو که در موردش صحبت کردیم رو به هدر میدیم. اما اگر دانشش رو داشته باشیم، قطعا زودتر به هدفمون میرسیم و این یعنی منبع دانشی میتونه حکم کاتالیزور و یا شتاب دهنده رو برای ما داشته باشه.

داشتن همه این منابع کنار هم میتونه باعث موفقیت ما باشه اما مهم تر از داشتنشون اینه که بتونیم ازشون درست استفاده کنیم.

این منابع تنها دارایی های یک مدیر برای داشتن یک کسب و کاره. اینکه یک مدیر بتونه توی این کسب و کاری که راه انداخته موفق بشه یا نه، تمامش برمیگرده به اینکه بتونه از این منابع به خوبی استفاده کنه یا نه. پس تنها اون مدیرانی میتونن موفق بشن که با توجه به مقصدی که دارن، بهترین برنامه ریزی رو برای استفاده از منابعشون در حین مسیر داشته باشن.

درباره‌ی محمد رازه

محمد رازه

همچنین ببینید

chenobil 310x165 - فاجعه تصمیم گیری چرنوبیل

فاجعه تصمیم گیری چرنوبیل

در مقالات قبلی به اهمیت موضوع تصمیم گیری اشاره داشتیم. تصمیم هایی که ممکن است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.